روانشناسی
روانشناسی چنان فراگیر است که با تمام اجزاء زندگی ارتباط دارد. روانشناسی حتی می تواند بر قوانین اجتماعی تاثیر بگذارد . روانشناسی می تواند به ما بگوید که علت عمل دیگران چیست. روانشناسی باعث کنترل بیشتر انسان بر اعمال خود می شود . تعریف روانشناسی، مطالعه علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی است.
نکاتی از روان شناسی :
مغز و قسمت های آن ، اسناد صفت ، فراموشی خاطرات کودکی ، تنظیم وزن و اختلال بی اشتهایی عصبی ، پرخاشگری و هزاران موضوع دیگر همگی مورد توجه و بررسی روانشناسی هستند .
صدمه به ناحیه خاصی از سمت راست مغز انسان باعث عدم توانایی فرد در شناسایی چهره های آشنا می شود این اختلال چهره نشناسی (ادراک پریشی چهره) نام دارد . الیورساکس مواردی از چهره نشناسی را مشاهده و بررسی کرده است .
در مورد رفتار افراد در موقعیت های گوناگون اغلب ما رفتار فرد را به صفت شخصیتی و ذاتی فرد نسبت می دهیم تا موقعیتی که رفتار در آن ، انجام گرفته است و بعضی مواقع دچار خطا می شویم که خطای بنیادین اسناد نام دارد .
تعریف چاقی : وزن فرد از آنچه که باید با قد و دیگر ویژگی های بدنش متناسب باشد 20 درصد بیشتر است .
در بی اشتهایی عصبی که در خانم های جوان شیوع بیشتری دارد فرد به شدت از غذا خوردن امتناع می کند این اختلال حتی می تواند موجب مرگ شود . کارن کارنپتر خواننده پاپ آمریکایی بر اثر بی اشتهایی عصبی در گذشت . دلیلی که افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی دوره هایی از پرخوری دارند محرومیت غذایی است که به خود تحمیل می کنند .
پژوهش های روان شناسی مشخص کرده است که در بیشتر موارد ابراز مستقیم یا نیابتی پرخاشگری ( مانند تماشای فیلم های خشونت بار ) نه تنها باعث کم شدن احساسات پر خاشگرانه نمی شود بلکه عکس این حالت روی می دهد .
زیگموند فروید کشف کرد که افراد بزرگسال 3 سال اول زندگی خود را به یاد نمی آورند او این پدیده را فراموشی ( یادزدودگی ) دوران کودکی نام نهاد .
خاستگاه های تاریخی روانشناسی
خاستگاه های تاریخی روان شناسی می توان تا فلاسفه بزرگ یونان باستان پی گرفت که پرسشهای بنیادین در باب زندگی روانی آدمی مطرح کردند . این سوالها با ماهیت ذهن و فرآیند های ذهنی و روانی سروکار دارند که از عناصر اصلی رویکرد شناختی در روانشناسی محسوب میشوند. در برخی مباحث روانشناسی صحبت از بدن و رفتار آدمی است. بقراط علاوه وافری به فیزیولوژی داشت. رشتهای که با بررسی کارکردهای جاندران و اندامهای آنها سرو کار دارد. مشاهدات بقراط درباره نحوهی کنترل مغز بر اندام های بدن زمینه ساز رویکرد زیست شناختی در روانشناسی است.
فطری نگری nativism در برابر تجربه گرایی empricism
جوهر مناقشه بین این دو در این کلام خلاصه می شود که آیا توانایی های آدمی فطری است یا از طریق تجربه کسب می شود در دیدگاه فطری نگری گفته می شود که آدمیان با گنجینه هایی از دانش و توان فهم واقعیت زاده می شوند . دکارت برخی از اندیشه را فطری به شمار می آورد . دیدگاه فطری نگری سر آغاز رویکردهای پردازش اطلاعات درباره ی ذهن آدمی است . دیدگاه تجربه گرایی بر آن است که دانش از طریق تجربه و تعامل های آدمی با جهان کسب می شود . لاک معتقد بود که ذهن آدمی در بدو تولد هم چون لوح نا نوشته ای است که تجربه های جریان رشد او ، دانش و فهم را روی آن ثبت می کنند . این دیدگاه سر آغاز پیدایش روانشناسی تداعی گرا بود . مناقشه بین فطری نگری و تجربه گرایی امروزه تحت عنوان مناقشه طبیعت – تربیت ادامه دارد . اما اکثر روانشناسان رویکردی تلفیقی دارند حاکی از این که فرآیندهای زیست شناختی بر اندیشه ها ، احساسها و رفتار اثر می گذارند اما تجربه نیز بر این پدیده ها اثر می گذارد .
آغاز روانشناسی علمی
آغاز روانشناسی علمی را مقارن با تاسیس نخستین آزمایشگاه روانشناسی توسط ویلهم وونت در دانشگاه لایپزیک می دانند .
خاستگاه تاسیس آزمایشگاه وونت این باور بود که ذهن و رفتار را می توان با روش های علمی بررسی و تحلیل کرد . پژوهش های خود وونت عمدتا متمرکز بر حواس آدمی و به ویژه حس بینایی بود . در عین حال همراه با همکارانش بررسی هایی نیز در زمینه ی توجه و هیجان و حافظه انجام داد . وونت به درون نگری به عنوان روشی برای بررسی فرآیند های ذهنی اعتماد و تکیه می کرد . درون نگری یعنی مشاهده و ثبت ماهیت ادارکها ، اندیشه ها و احساس های شخص توسط خودش وونت به روش درون نگری که از فلسفه اقتباس شده بود . بعد تازه ای بخشید . به این معنا که خویشتن نگری را کافی ندانست بلکه آزمایش را برای تکمیل آن لازم شمرد. اتکا بر درون نگری به ویژه در بررسی رویدادهای ذهنی بسیار سریع ، کارآیی نداشت .
ساخت گرایی structuralism و کارکرد گرایی functionalism
در قرن 19 در شیمی و فیزیک از راه تجزیه ترکیبات پیچیده تر به عناصر آنها تحول عظیمی نصیب این دو علم شد . این موفقیت ها روان شناسان را بر انگیخت تا در جستجوی آن دسته از عناصر ذهنی بر آیند که تجربه های پیچیده آمیزه ای از آنها به شمار می آمدند . حامی اصلی این رویکرد تیچنر است . تیچنر این شاخه روانشناسی را ساخت گرایی نامید که مقصودش از آن ، تحلیل ساختارهای ذهنی بود .
ویلیلام جیمز این نکته را پیش کشید که به جای تاکید بر تحلیل عناصر هوشیاری بیشتر باید به بررسی ماهیت سیال و شخصی هوشیاری پرداخت . رویکرد جیمز کارکرد گرایی نامیده شد . مراد از کارکرد گرایی بررسی این مطلب است که ذهن چگونه کار می کند که جاندار موفق به انطباق و سازگاری با محیط و عمل در آن می شود . اما هم ساخت گرایان و هم کارکرد گرایان هر دو روانشناسی را دانش تجربه ی هوشیار به شمار می آورند .
کدامیک از مکاتب زیر عناصر تشکیل دهنده آگاهی و ذهن را مطالعه می کند ؟(88-89)
الف-رفتار گرایی ب-ساخت گرایی ج-کنش گرایی د- گشتالت گرایی
پاسخ : گزینه ب
بنیان گذار نهضت کارکرد گرایی کیست ؟ (82-81)
الف-ویلیام جیمز ب-جان هاپکینز ج-روسو د-اسکینر
پاسخ : گزینه الف
رفتار گرایی
در دههی 1920 ساخت گرایی و کارکرد گرایی جای خود را به سه مکتب جدید دادند : رفتار گرایی – روانشناسی گشتالت و روانکاوی. در امریکای شمالی از میان این سه مکتب جدید ، رفتار گرایی بیشترین تاثیر را بر روانشناسی علمی بر جای گذاشت. جان. بی. واتسون بنیانگذار رفتار گرایی علیه دیدگاهی که قلمرو روانشناسی را محدود به تجربه ی هوشیاری میدانست قد علم کرد. به اعتقاد واتسون ، برای اینکه روان شناسی به صورت علم در آید داده های آن باید مانند علوم دیگر قابل وارسی همگان باشد. رفتار امری است همگانی، و هوشیاری امری خصوصی، علم باید با واقعیت های همگانی سرو کار داشته باشد . واستون معتقد بود که تقریبا همه رفتارها حاصل شرطی شدن است و محیط از راه تقویت عادتهای خاص ، رفتار را شکل می دهد . در این دیگاه پاسخ شرطی کوچکترین واحد رفتار محسوب می شود که می توانست پایه ی شکل گیری رفتار های پیچیدهتر باشد . الگوی پیچیده رفتار چیزی جز شبکهی بهم پیوسته ای از پاسخ های شرطی نیستند. رفتار گرایان معمولا پدیده های روانشناختی را در چهار چوب محرک – پاسخ تحلیل می کردند و این خود منجر به پیدایش اصطلاح روانشناسی محرک – پاسخ (S-R ) شد .
روانشناسی گشتالت
گشتالت به معنا ( شکل ) یا ( شکل بندی ) که به رویکرد ماکس ورتایمر و هم کارانش کورت کافکا و لفگانگ کهلر اطلاق می شود . روانشناسان گشتالت اساسا به مبحث ادراک توجه داشتند و بر این باور بودند که تجارب ادراکی مبتنی بر طرح هایی هستند که محرک ها و سازمان تجربه آنها را شکل می دهند . آنچه که دیده می شود هم وابسته ی زمینه ای است که شی در آن آشکار می شود و هم تابع سایر وجوه طرح کلی تحریک . به این ترتیب کل چیزی متفاوت از مجموع اجزای آن است ، زیرا کل تابع روابط اجزا است.
روانکاوی
روانکاوی ، هم نظریه ای در باب شخصیت است و هم روشی برای رواندرمانی . این مکتب را سیگموندفروید بنیان نهاد . هسته اصلی نظریه فروید مفهوم نا هشیار است : افکار ، نگرش ها ، تکانه ها ، امیال ها ، انگیزه ها و هیجان هایی که خودمان از وجود آنها آگاهی نداریم . فروید معتقد بود امیال ناپذیرفتنی از قبیل امیال منع شده یا تنبیه شده ی دوران کودکی ، از حیطه آگاهی هشیار رانده شده و جزو ناهشیاری می شوند اما هم چنان بر افکار و هیجان ها و اعمال ما اثر می گذارند . افکار ناهشیار به صور گوناگونی خود را نشان می دهند . از قبیل رویا ، لغزش های لفظی و اطوار بدنی. فروید در کار درمان بیماران خود از روش تداعی آزاد استفاده می کرد . فروید در کار درمان از روش تداعی آزاد (Free association) استفاده می کرد . به این معنا که بیمار هدایت می شد هر آنچه که به ذهنش می رسد بگوید . به این وسیله امیال ناهشیار بیمار به حیطه هوشیاری آورده می شود . تحلیل رویاها هم همین هدف را دنبال می کند . در نظریه سنتی فروید ، انگیزه های امیال ناهشیار تقریبا همیشه به نحوی با میل جنسی یا پرخاشگری پیوند دارد .
وقتی بیمار هدایت شود که هر آنچه به ذهنش می رسد بگوید ، بر مبنای چه روشی می باشد ؟ (89-90)
الف-تداعی آزاد ب-ادراک – مدار ج-رفتارگرایی د- جابجا سازی
پاسخ : گزینه الف
تحولات نوین
هربرت سیمون و همکارانش نشان داد با استفاده از کامپیوتر می توان پدیده های روانشناختی را شبیه سازی کرد . عامل پر اهمیت تر که در دهه ی 1950 به تغییراتی در روان شناسی انجامید رشد زبان شناسی نوین بود . زبان شناسان نظریه هایی در باب ساخت های ذهنی لازم برای درک و تولید زبان ارائه کردند . یکی از پیشگامان پژوهش در این زمینه نوم چامسکی بود که کتابش به نام ساختهای نحوی نخستین تحلیل روان شناسی مهم در زمینه ی زبان و پیدایش رشته روان شناسی زبان را تدارک دید . در همان زمان پیشرفت های مهمی نیز در عصب – روانشناسی در جریان بود . کشفیاتی گوناگون درباره مغز و دستگاه عصبی حاکی از وجود روابط روشنی بین رویداد های عصبی و فرآیندهای ذهنی بود . در سال 1981 راجراسپری به سبب نشان دادن ارتباط بین نواحی معینی از مغز با روندهای رفتاری و تفکری ویژه ، برنده جایزه شد . رشد الگوی های خبر پردازی ، روان شناسی زبان و روانشناسی اعصاب به پیدایش نوعی رویکرد روانشناسی انجامیده که گرایش شناختی نیرومندی دارد . هر چند که هدف عمده ی روان شناسی شناختی تحلیل علمی فرآیند ها و ساختهای ذهنی است . در مجموع در طول قرن اخیر روان شناسی دوباره به نقطه ی آغاز خود بازگشته است . اینک بار دیگر درباره جنبه های پنهان ذهن نظریه پردازی می کنند منتها این بار به ابزارهای جدید و نیرومندی مجهزند.
دیدگاههای روان شناسی
در قرن نوزدهم دیدگاه شناختی بر رخدادهای ذهنی و درون نگری استوار بود ، ولی امروزه درون نگری اهمیت سابق را در دیدگاه شناختی ندارد .
نقد درون نگری و مخالفت با آن باعث به وجود آمدن دیدگاه های دیگری در روانشناسی شد .
دیدگاههای روان شناسی هیچ مخالفتی با یکدیگر ندارند و فقط هر کدام از منظر خاص بر انسان و اعمال روانی او می نگرند .
دیدگاه عصبی – زیستی
مغزدارای بیش از 10 میلیارد سلول عصبی و ارتباطات بسیار زیاد این سلول ها با یکدیگر است . می توان گفت که تمامی اعمال روانی به نحوی در مغز و دستگاه عصبی ظهور می کنند . دیدگاه عصبی – زیستی می کوشد اساس و زیر بنای عصبی – بیولوژیکی رفتار و فرآیندهای ذهنی و روانی را روشن کند . به عنوان مثال بررسی شده است که نواحی مربوط به شناسایی چهره انسان در نیمکره راست است و این نشان می دهد که هر بخش مغز انسان برای عمل خاص تخصص یافته است . مثال دیگر این که در بیشتر افراد راست دست نیمکره چپ برای مهارت زبانی است و نیم کره راست مهارتهای فضایی و هندسی را هدایت می کند . هیپوکامپ ( دم اسبی) اهمیت به سزایی در حافظه انسان دارد و می توان آن را دستگاه ثبت حافظه نامید . یا دزدودگی دوران کودکی را بر این اساس می توان توجیه کرد که هیپوکامپ نوزاد تا دو سالگی به تکامل نمی رسد . با تحریک قسمت هایی از مغز حیوانات در آنها هیجان ایجاد می شود . این امر می تواند در مورد انسان نیز صادق باشد .
دیدگاه رفتاری
واتسون ، اولین رفتار گرا در روان شناسی به حساب می اید . او عقیده داشت که فقط رفتار باید موضوع روان شناسی باشد . واتسون با درون نگری که دیدگاه شناختی قرن 19 مطرح کرده بود به مخالفت بر خاست و آن را تجربه ای شخصی می دانست که نمی توان به عنوان علم بر آن تکیه کرد . به عقیده واتسون ، تنها با مشاهده و مطالعه رفتار بیرونی انسانی و نه احساسات و ادراکات درونی ، می توان روان شناسی را به عنوان یک علم عینی مطرح کرد . روان شناسی محرک به پاسخ (S-R) یکی از شاخه های رفتار گرایی است ، که در حال حاضر نیز مورد قبول است . در این نظریه محرک موجود پاسخی را به وجود می آورد و پاداش و تنبیه می تواند بر روی پاسخ مورد نظر تاثیر بگذارد . در دیدگاه رفتاری صرف به هیچ وجه فر آیندهای ذهنی دخالت داده نمی شوند .
روان شناسی محرک – پاسخ به کدامیک از رویکردهای زیر مرتبط است ؟ (79-80)
الف-روان کاوی ب-شناختی ج-رفتاری د-پدیدار شناختی
پاسخ: گزینه ج
کدامیک از عبارات زیر منطبق با دیدگاه روان شناسان رفتارگرا می باشد (82-81)
الف-روان شناسی همان مشاهده غیر مستقیم رفتار است
ب-روانشناسی یک شاخه آزمایشی دقیق از علوم طبیعی است
ج-روانشناسی مشاهده مستقیم رفتار و بررسی علل ایجاد رفتار است
د-روان شناسی بررسی علل رفتار و پیش بینی نتایج آن می باشد
پاسخ: گزینه ج
این نظر که موضوع روان شناسی باید منحصر به مطالعه رفتار باشد . نخستین بار توسط چه کسی مطرح شد ؟(83-82)
الف-واتسون ب-اسکینر ج-فروید د-بنجامین
پاسخ : گزینه الف
دیدگاه شناختی :
دیدگاه شناختی جدید به بررسی پدیده های شناختی مانند ادراک کردن به خاطر آوردن ، استدلال کردن ، تصمیم گرفتن و مشکل گشایی روی آورده است . ولی در این موضوعات برخلاف دیدگاه شناختی قرن 19 بر درون نگری استوار نیست .
برخلاف رفتارگرایان که آدمی را گیرنده نافعال محرک ها می دانستند و به فرآیندهای درونی تکیه نمی کردند . روان شناسان شناختگرا معتقداند که ذهن انسان به صورت فعال اطلاعات دریافتی را پردازش می کند و پاسخ به محرک بعد از فعل و انفعالات درونی داده می شود . روان شناسان شناخت گرا ذهن انسان را مشابه کامپیوتر می دانستند . چگونگی ادراک افراد از محرکها و تاکید بر فرآیند های درونی ، از اصول دیدگاه شناختی است .
دیدگاه روان کاوی :
در نظریه روانکاوی فروید هم مفاهیم شناختی و هم فیزیولوژیکی وجود دارد . شکل گیری مفاهیم روان کاوی بر معاینه فردی (Casestudie) استوار بود و مطالعه آزمایشی در آن نقشی نداشت . بر طبق نظر روانکاوی بیشتر رفتارهای آدمی از فرآیند های ناهشیار ریشه می گیرد . با توجه به این که فروید پرخاشگری را یک غریزه بنیادی در آدم ها می دانست می توان گفت که نظر او به ذات آدمی نظری منفی بود .
فروید در زمینه فراموشی کودکی نظر جالبی دارد ، او دلیل وجود این یاد زوددگی را وقایع به شدت آسیب زای قبل از سه ماهگی می دانست که اگر در بزرگسالی به خودآگاه شخص وارد شود باعث اضطراب درمانده کننده و عذاب آور می شوند .
دیدگاه پدیدار شناختی
دیدگاه پدیدار شناختی به دنبال کلیت زندگی فرد است و هدف آن وضع نظریه یا پیش بینی رفتار نیست . این دیدگاه انسان را موجودی آزاد می داند که سرنوشتش به دست خویش است ، این نظر شبیه نظر فیلسوفان وجودگرا ، چون کیرکگارد ، سارتر و کامو است . نظریه هایی در پدیدار شناختی وجود دارد که آنها را انسان گرا می نامند ، این نظریه ها خصوصیاتی از انسان را مورد نظر قرار می دهد که او را از حیوان جدا می کند . خود شکوفائی یکی از مهم ترین موضوعات انسان گرایی است . خود شکوفائی یعنی به فعلیت در آوردن تمام استعداد هایی که بالقوه در وجود انسان است . بنابراین خود شکوفائی اساسی ترین نیروی انگیزشی فرد است . دیدگاه انسان گرایانه از نظر علمی ضعیف است . این دیدگاه معتقد است که توجه روان شناسی باید بر روی آسایش و شادی انسان متمرکز باشد . گروه های رویارویی و عرفان از جمله موضوعاتی است که در دیدگاه انسانگرایی وجود دارد و این دیدگاه را بیشتر باید مربوط به ادبیات و علوم انسانی دانست .
تاکید دیدگاه پدیدار شناسی بر زندگی خصوصی فرد و دیدی که او از خود و جهان خود دارد ، است . دیدگاه پدیدار شناسی با رفتار سروکار ندارد .
کدام رویکرد بر تجارب خصوصی فرد یعنی دیدگاه خصوصی آن فرد درباره جهان تاکید دارد ؟ (84-85)
الف-صفات ب- یادگیری اجتماعی ج-روانکاوی د-پدیدار شناختی
پاسخ : گزینه د
کدامیک از موارد زیر از مفروضات یا بنیان های رویکرد پدیدار شناختی روان شناسی است ؟ (89-88)
الف-نیروی انگیزش اصلی هر فرد گرایش به رشد و خود شکوفائی است
ب-بیشتر رفتارهای آدمی از فرآیند های ناهشیار سرچشمه می گیرد
ج-درک رفتارهای آدمی تنها از طریق بررسی فرآیندهای ذهنی صورت می گیرد
د-رفتار آدمی از طریق عوامل محیطی مثل تقویت یا تنبیه صورت می گیرد
پاسخ : گزینه الف
پژوهش در روان شناسی :
تحقیق از دو مرحله تشکیل شده است : الف- وضع یک فرضیه علمی ب-آزمون فرضیه
نکته :تنها روان شناسان پدیدار شناس هستند که روش علمی را در روان شناسی قبول ندارند .
روش آزمایش تحقیق در روان شناسی : ویژگی های روش آزمایشی :
روش آزمایشی به دنبال آن است که روابط بین متغیرها را کشف کند . از ویژگی های مهم روش آزمایشی که آن را از روش های تحقیق دیگر جدا می کند امکان کنترل دقیق متغیرها است . متغیر مستقل و متغیر وابسته اساسی ترین متغیرها در روش آزمایشی است ، متغیر مستقل متغیری است که محقق آن را مورد دستکاری قرار می دهد و کم و زیاد می کند و تاثیر آن را روی متغیر وابسته مورد مشاهده قرار می دهد متغیر وابسته متغیری است که تحت تاثیر متغیر مستقل تغییر می کند معمولاً در آزمایش های روانشناسی نوع خاصی از رفتار آزمونی است . متغیر وابسته تابعی از متغیر مستقل است . در بعضی از تحقیقات آزمایشی اثر چند متغیر مستقل بر روی یک یا چند متغیر وابسته بررسی می شود . این آزمایشات ، آزمایشات چند متغیری نامیده می شوند . فرآیندی که در آن متغیرها به صورت کمیت یا مقدار بیان می شوند اندازه گیری نامیده می شود . در روش آزمایشی از اندازه گیری استفاده زیاد می شود . هم چنین در روش آزمایشی و دیگر روش های تحقیق در روانشناسی از آمار استفاده می شود . میانگین معمول ترین شاخص آماری است . به کار بردن روش های علمی در روان شناسی این رشته را تبدیل به یک علم کرده است .
همبستگی
هم بستگی میزان ارتباط بین دو متغیر را نشان می دهد که ما کنترلی بر این متغیرها نداریم . در روش آزمایشی روابط به صورت علت و معمولی مطرح است ولی همبستگی به معنی رابطه علت و معلولی نیست و با روش آزمایشی تفاوت دارد . از ضریب همبستگی (r) برای نشان دادن میزان هم بستگی استفاده می شود که عددی بین 1 و 1- است عدد صفر نشان می دهد که هیچ رابطه ای وجود ندارد و عدد 1 و 1- نشان دهنده ی ارتباط کامل است . علامت ضریب هم بستگی (r) اگر مثبت باشد نشان می دهد . دو متغیر با هم افزایش یا کاهش می یابند و به طور کلی رابطه مستقیم دارند و اگر منفی باشد نشان دهنده این است که با افزایش یک متغیر دیگری کاهش می یابد به عبارت دیگر رابطه ای عکس دارند . در تحقیقات روانشناسی ضریب همبستگی 6/0 ضریب بسیار بالایی است . ضریب 2/0 تا 6/0 قابل توجه است و در پیش بینی استفاده می شود ، ضریب پائین تر از 2/0 معمولا ارزشی در پیش بینی ندارد . از روش همبستگی در آزمون های روان سنجی استفاده ی زیادی می شود .
مشاهده
مشاهده را می توان مرحله ی اول تحقیق در هر علمی دانست ، در مشاهده رفتار به صورت طبیعی ثبت می شود ( مشاهده مستقیم ) یکی از معایب مشاهده تفسیر پدیده توصیف عینی آن است .
زمینه یابی
در مواردی که مشاهده مستقیم ، امکان پذیر نیست می توان از مصاحبه یا پرسشنامه استفاده کرد این نوع تحقیق زمینه یابی نام دارد.
یکی از معایب پرسشنامه و مصاحبه این است که ممکن است نسبت به مشاهده مستقیم تصنعی بوده و در آن سو گیری وجود داشته باشد . زمینه یابی نوعی مشاهده ی غیر مستقیم است .
تاریخچه ی فردی (شرح حال ) –تهیه تاریخچه و زندگی نامه یکی دیگر از روش های مشاهده ی غیر مستقیم است .
محقق سعی می کند با استفاده از خاطرات فرد و مدارک موجود ، زندگی نامه ی او را بازسازی کند.
نکته مهم: داوطلبین محترم توجه فرمایید که با تهیه این جزوات دیگر نیاز به خرید هیچ گونه کتاب مرجع دیگری نخواهید داشت، برای اطلاع از نحوه دریافت جزوات کامل با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید.
3238002- 0131
323254